شلااااااااااااااااااااااااااااااااااام
خوفییییییییییییییییییییییین؟
خودمهم هنوز نمیدونم اون نیشخند تابناگوش باز و درآوردن زبون چه فلسفه ای داره موقع سلام ملیک
؟پس گیرنده لوففا"
عارضم بحضور انورتون که نظر به اینکه یا کارای خونه داریم کمتر شده و یااینکه یوخورده ماهرترشدم و کارامو تند تند انجام میدم و یااینکه تیزتر شدم و چم و خم کار اومده دستم و یاد گرفتم چطوری سمبل کنم که بالاخره در هرحال یه فرصت فراغتی پیش اومد تا بتونم قبل از موعد آپ کنم.
(بازم این زبون نمیدونم چرا دراومد؟)ولی چن پست قبلی رو که داشتم نگاه میکردم دیدم دیگه خییییییییییلی اوضاع شخصی شده و خبری از فرمایشات جهان شمول نیست ُبنابراین تصمیم گرفتم وارد یک باب عمومی تر شوم و اندکی جهانیان را به راه راست هدایت کنم باشد که موثر اوفتد و همگی رستگار گردیم انشاءالله
.
و آمما آئین دوستیابی عمولی بشرحی که خواهد گذشت هیچگونه نسبت پوزتیو یا نگاتیوی با آئین مرحوم مغفور بجه محل عزیز جناب آقای دیل کارنگی عزیزتر از جان نداشته و هرگونه تشابهات احتمالی کاملا اتفاقی بوده میباشد.
(در مورد این زبان در آمده رجوع شود به سطور اقبل).
شاعر بزرگوار عالیقدری میفرماید:دلا یاران سه قسمند ار بدانی ....زبانیند و جانیند و نانی...به نانی نان بده از در برانش ...محبت کن به یاران زبانی...به جانی جان بده تامیتوانی ...همین است راه و رسم زندگانی.
ولیکن عمولی میفرماید شاعر عالیقدر در آن زمان میزیسته و سخنی در باب آن زمان فرموده است در این زمان یاران عمدتا بر سه قسمند:
۱)آنیکه ترتیب مادر آدم را میدهد.
۲)آنانکه ترتیب خار آدم را میدهد.
۳)آنانکه ترتیب خود آدم را میدهند.
البت در میان این سه دسته گاها رفقای بسیار مهربانتر و ترکیبی هم وجوددارند که بصورت کمپلکس عمل کرده و ترتیب خارمادر و خود آدم را به ضمیمه تمامی فک و فامیلش میدهند که باتوجه به مبتدی بودن سطح بحث از این نوع چهارم فهلا صرفنظر مینمائیم و به تشریح دستجات سه گانه میپردازیم باشد که انشاءالله در مباحث اکمل آتی و پیشرفته درباب نوع چهارم نیز فرمایشات برانیم.
و آممما ای فرزند در باب شناخت نوع اول همینقدر بدان و آگاه باش که این رفیق شفیق کسی نیست جز ابوی گرامی ُمطمئنا بر کسی پوشیده نیست که بی ریاترین و شفیق ترین دوست هرانسانی ابوی گرامی است و حال آنکه تا چشمی برهم زنی تا تنی بیاسائی و یا تا سرکوچه بروی و سطلی ماست خرید کنی این رفیق شفیق ترتیب مادر آدم را چنان میدهد که شاید نه ماه دیگر صدایش به خوشی و میمونی دربیاید انشاءالله و شاید هم صدایش هرگز درنیاید ولی بدان و مطمئن باش که آنچه میگویم به واقع انجام شده و هرچه طرفین انکار کنند تو باور مکن.
دوستان درجه دیم که همانا داماد (شوهر خواهر)هرانسانیست و بر همگان محرز و مجرب است که روابط فیمابین هر داماد با برادرزن گرامی معمولا بر خلاف سایر نسبتها همچون داماد و مادر زن ُُعروس و مادر شوهرُ ُداماد و خواهرزن ُعروس و خواهرشوهر و غیره و ذلک بسیار حسنه میباشد ولی حال تو خود ناگفته بدان که همین رفیق شفیق و لکن درجه دیم یعنی جناب شوهرخار گرامی اگر لختی غفلت نمائی و یا حتی غفلت هم ننمائی چها که با این خواهر جان عزیز ترازجانت نمیکندُ توئی که شاید سالیان دراز همچون همین جواد ما برسر یک متلک ناقابلی که مخاطبش همشیره گرامی بوده جنجالها راه می انداختی و خینها برزمین جاری میساختی ُاکنون یکعدد هم اجاق گازی فردار با مارک معتبر بعنوان کادو داده ای دست همین جناب داماد جان تا روز و شب سر فرصت ترتیب همشیره گرامی را داده و حالش راببرد و دعا بجان شما بگوید باشد که رستگار گردید انشاءالله.
و آممما دوستانیکه ترتیب خود آدم را میدهندُاینجا کمی جای آممما دارد و تاملُ که اگر اندکی درایت کنی تورا چنان رووووووووووشن خواهم ساخت که تا آخر عمر هم خاموش نشوی.تابحال زیاد شنیده ای و اگرهم نشنیده ای همین حالا بشنو که بسیار اتفاق افتاده است که گفته اندُ"دوست فلانی پولشو خورد..."یا "دوست فلانی بهش نارو زد..."یا"دوست فلانی سرش کلاه گذاشت..."یا"دوست فلانی دارو ندارشو با یه سند بالا کشید..."یا"دوست فلانی با دزدای خونشون همدست بوده..." و یا ازاین قبیل فرمایشات عامیانه که شاید روزانه دهها بار بشنوی و یا درستون حوادث روزنامه بخوانی و حالش راببری ُحال اینکه تابحال عمرا نشنیده ای که مثل بگویند"دشمن فلانی پولش را خورد..."چراکه کسی به دشمن پول نمیدهد که اوهم بخورد یا "دشمن فلانی سرش را کلاه گذاشت..."چراکه کسی به دشمن اهتماد نمیکند که سرش هم کلاه برود و ازاین قبیل.البت این نوع دوستان باتوجه به اینکه نه همچون ابوی رفیق شفیق هستند و نه همچون داماد درجه دیم در دسته سیم دسته بندی شده اند و عبارتند از همان رفیقان شفیق صمیمی که معمولا هرانسانی راز دل با او مشترک دارد و یکجا میخورد و میخوابدو حالش را میبرد.
پس نتیجه اخلاقی ُفلسفی ُاجتماعی و ادبی میگیریم که:بنازم بر خصم و عدو که خنجر از پیش رو میزند.
خورده فرمایشات۱):بازم گیرندین که عمولی چی شده و کی بهت نارو زده و ازاین حفا ُپست حاضر صرفا جنبه آموزشی داشته و دارد و به هیچ عنوان اختصاصی نمیباشد.
خورده فرمایشات ۲):هنوز برسر اسم شاگرد شاگردجان به نتیجه مشخصی نرسیدیم فراخوان بقوت خود باقیست و تقاضا میشود دست از تنبلی برداشته و اسمای قشنگ پیشنهاد بدین ُخدائیش این انتخاب اسم از خود تولید مثل هم سخت تره
تا الان شایلین(به معنی مزرعه عشق و پیشنهاد ننه اهورا )و رها صاحب مقام اولند.
خورده فرمایشات۳):طبق آخرین مصوبه روابط عمومی سندیکای شوفرشاگردداران عمولی و خانیفاته حقوق و مزایای شاگرد جان و شاگردشاگردجان از قرار هفته ای ۱۰۵۰۰ریال وجه رایج مملکت تعیین شده که از مبلغ مذکور ۷۰۰۰ریال به شاگردجان و نصف این مبلغ یعنی ۳۵۰۰ریال به شاگردشاگردجان تعلق میگیرد.
و البته لازم بذکر است که توافق طرفین کاملا حاصل میباشد.
خورده فرمایشات۴):عزیزان دلی که در باب مقوله ای بنام ویار تجاربی و یااحیانا اطلاعاتی دارند بدانند و آگاه باشند که ما نوع جدیدی از این مقوله را کشف نموده و درحال تجربه میباشیم باعنوان "ویار آدرس دار" میدونم که عمرا نه دیدی و نه شنیدی چون باید ما یه چیز عتیقه ای داشته باشیم و این نوع ویار از این قراره که مثلا شاگردجان هوس میکنه که از پرتقالهای میوه فروش سرکوچه ممد اینا بخریم یا آبگوشت چهارباغُ یا آش دوغ عموخلیل و ناگفته پیداس که اگه محل خرید جای دیگه باشه اصلا قبول نیستا!!!
و این یعنی روزانه حداقل سه چهار ساعت رانندگی برای رسیدن به دکون عمو خلیل یا سرکوچه ممدایناو...
خورده فرمایشات ۵):ببینم اینجا بوی نفت میده هیشکی نمیاد نظر بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خورده فرمایشات ۶):آدم بعضی چیزارو میشنفه اما زیاد روش اثر نمیذاره ولی وختی با چشم خودش دید اونوخ میفهمه که تو چه دور و زمونه ای داره زندگی میکنهُ چن روز پیش چن تا عکس لورفته خونوادگی و یه تصویر لورفته از یه پارتی دختر و پسر دستم رسید که گذاشتمش تو ادامه فرمایشاتُ نمیدونم اینا پدر مادر ندارن؟غیرت ندارن؟حیاندارن؟حالا خودت ببین و قضاوت کنُ من هیچی نمیگم.
ادامه فرمايشات