حف با آق مدير
آق مدير سلامون عليكوم.خوفي ؟خوشي؟سلامتي بابا؟روزگار خوش ميگذره؟هواي اتاق خوبه؟زياد سردوگرم نيس كه ايشالله نه؟خو اگه بود بهم بگو تا بت بگيم كه چقد شرمنده ايم ازاينكه اينجا بدجوري بوي كباب ميده ولي انگاري...بيخيال حاجي بگذريم ،خيلي وخته ميخواسسم بت يه خوش اومدي بگم و يه دوكلوم اختلاط كنم ،اما همچين دندون رو جيگر گذاشتيم و گفتيم صب كنيم بينيم چي پيش مياد اما ديگه انگار دندونه داشت جيگره رو زخمي ميكرد!!!آخه راستياتش انتظار نداشتيم بازهم يه مدير عاريتي بهمون بندازن ،مگه خودمون با قحطي رجال مواجه بوديم كه از اينجا و اونجا مدير قرض كنيم؟!!!همينه كه ديديم هيچي نگيم سنگين تره و سوء تفاهم هم پيش نمياد.اما خدائيش فكر نكن از رو قصد و غرض ميگم خداي ناكرده ،چون بهرحال الان ديگه عضو خونوادمون شدي و هرچي باشه مام قبولت داريم ،اما اين كه نشد برادر من ،هنوز از راه نرسيده بزني در و ديوارو خراب كني كه چي؟چن سال زحمت كشيديم ،آجر به آجر اين تالارو برديم روهوا ،اونوخ يكشبه زدي ناكارش كردي؟ايول بابا نشنيدي از قديم گفتن :"زدي ضربه اي ،ضربتي نوش دار؟!" نزن عاغاجان ،نزن خوبيت نداره ،فرداي روزگار يه وخ ميبيني زدنت اونوخ دوزاريت ميفته كه از كجا خورديا!!!ناسلامتي شوما كه وارث مدعيان گفتگوي تمدنها هستي ،تو روز روشن داري خفقان ايجاد ميكني و تريبون ميبندي؟!!!اميدوارم هرچه زودتر استغفار كني و ديگه از اين كاراي خطري نكني ،باشد كه همگي رستگار گرديم انشاءالله.بدرود...