آخر وآخور

اگه میبینی:
تحمل کوچکترین اشتباهتو نداره
حسنهات درنظرش عیب جلوه میکنه
سرکوچکترین مسئله ای ازکوره درمیره وسرت دادمیزنه
حرفهای رکیک میزنه
تحقیرت میکنه
اشکهات یه ذره هم دلشو نرم نمیکنه درحالیکه بایدهمین اشکهاصورتشوخیس میکرد
به خواسته هات جواب نمیده
خیلی کم پیش میاد یااصن پیش نمیادکه محکم بقلت کنه وبگه دوست دارم وتومست بشی وازخودبیخودبشی
حاضرنیست بخاطرت کوچکترین فداکاری بکنه
و...
اصن یه وضی میشه
بدون که تخم نفرت روتوزندگیت کاشتی ُ تموم شدرف...والان واقعیت تلخ اینه که پدربجت ازمادربجت متنفره و بالعکس که این برای یه بچه ازهرمصیبتی دردناک تره که دوتاازعزیزترین کساش ازهم متنفرباشن.
بعضیها آخربین هستند و آخرکارروازهمون اولش حدس میزنن وبعضیا آخوربین هستندو دورترازنوک بینیشون جایی رونمیبینندُ بقول حضرت مولانا "...همچنانکه دانائی گندم بکارد داند که گندم خواهدرستن ُازاول آخررادید وهمچنان جووبرنج وغیره ..."
همینطور هستندکسانیکه میدونن اگه تخم نفرت بکارند هرگزعشق درونخواهندکرد واگر تخم عشق بکارند هرگزتخم نفرت بدست نخواهد آمد.
حالا درمورداینکه این تخم نفرت چطور میادتوزندگی خعلی چیزاگفتن اما لپ مطلبو بخوای اینه که یه جاهایی خودتو زدی به خریت!البته خریت به معنای واقعی کلمه و اونجوری که شاعرمیگه:
خریت نه تنهاعلف خوردن است
خریت قباحت نفهمیدن است
حالاخودت حساب کن ببین که چه وقتهایی خودتو زدی به اون راه وصفات حیوانی ازخودت نشون دادی که الان حیوان بنظرمیای وکار به اینجاکشیده وباهات مثل یه حیوون رفتارمیشه درحالیکه میتونستی پادشاه خونت باشی وبردلهاحکومت کنی ولی چون زحمت داشت وریاضت داشت بیخیال پادشاهی شدی و به همین حدحیوانیش هم قانعی.
دیدن اینجورزندگیها که متاسفانه تعدادشون کم هم نیست وشایدبجرات بشه گفت برابره با تعداد کل زندگیهای مشترک منهای اپسیلون درصدجزئی(چه ترکیب متوحشی شد!) ُهرچند زجرآوره و آدم دوست نداره حتی دشمنش هم یه همچین زندگی لجنی داشته باشه ُاما یه درس خیلی خوب هم به آدم میده ومیبرتش تو بحرتفکر که وقتی توهمین محدوده کوچیک و زندگی خونوادگی وزمینیُ آدم رفتار حیوانات روپیش بگیره زندگیش همچین لجنی میشه ُواویلا وقتی که تو عالم معنا و ابعاد وسیع تر یه همچین اتفاقی بیفته.
حضرت مولانادرکتاب فیه مافیه می فرماید:
"...آخراین تن اسب توست واینعالم آخوراوست ُغذای اسب غذای سوارنباشدُ تورا بسرخودخواب وخوریست وتنعمی است ُاما سبب آنکه حیوانی وبهیمی برتو غالب شده ُغالب آنستکه توبر سراسب تن درآخور اسبان مانده ودر صف شاهان وامیران عالم بقاء مقام نداری دلت آنجاست اما چون تن غالب است حکم تن گرفته واسیر اومانده..."
این مطلب رو در چاپ جدید فیه مافیه گلچین کردن و تو پشت جلدهم زدن ُ واین اهمیت زیاد مطلب رو نشون میده.
حالا یک عده به همین آخور ولذتهای دنیا که بین حیوان وانسان مشترک هست قانعند ولی یه عده دنبال چیزای بهتری هستن و چشمشون به مقام بهشتی و نعمتهای بهشته ُاما عده ای هم بااین چیزا راضی نمیشن و حتی بهشت روهم یک ایستگاه میدونن که بایدازش گذشت و حتی پادشاهی و "خلیفة اللهی" هم شایدقانعشون نکنه و فقط دنبال شرابی هستن که بایه قطرش ُکلهم عالم و کائنات و لذتها و مقامها و هرچی که بذهنت میرسه و نمیرسه دربرابرش هیچی نیست وبقول استادقمشه ای درتفسیری ازگلشن رازشیخ محمودشبستری که میگه :"...طرف می وجام می وساقی ومیخونه وهمه رویکجا بلعیده هنوزدوقورت ونیمش هم باقیه ومیگه بازم بدین..."
ساقی بده زان می که زجان شوربرآرد
فیه مافیه و حتی مثنوی معنوی یه خاصیتی که داره اینه که باهربارخوندنش یک معنی جدیدممکنه دستت بیاد و یه مطلب تازه ازش یادبگیری که باخوانش های قبلی گیرت نیومده بود وشاید همین جمله هم درهربارخوندن توروبه یه عالم دیگه ای ببره .
9 دشمن زندگی زناشویی از دیدگاه روانشناسی ازدواج
استقلال کاذب
یکی از شعارهائی که زیاد ورد زبون فیمینیستاست ُاستقلال طلبی زنان هست ُدرحالیکه نه زن و نه مرد لازم نیست که مستقل باشند که اگه اینطور بود دیگه چرا باهم زندگی میکردن ؟خوب هرکدوم میرفتن دنبال یه زندگی مستقل برا خودشون.حالا این استقلال هم هرچند شدنیه اما مشکلات خاص خودش رو داره که همین سرکرده های فیمینیستم فک نکنم بتونن از پسش بربیان و البته شواهد و قرائن هم نشون میده که چندان از پسش برنمیان.مثلا حساب کن یه خانوم بخواد بطور خودمختار بره و یه اتومبیل معامله بکنه ُحالا تا اینجاش ایرادی نداره ولی بشرطیکه دیگه از پس پنچرگیری همون ماشینم بربیاد وگرنه اگه قرار هست که موقع پنچرشدن ماشین دس به دامان اققققققققای خونه بشه دیگه نباید موقع معامله دم از استقلال بزنه.البته برا آقایون هم دقیقا شرایط مشابه وجودداره مثلا وختی یه مرد بخواد بطور خودسرانه و به اصطلاح مستقل مهمون دعوت بکنه باید از پس پخت و پز و بشور بساب و بقیه کارام بربیاد اونوخت ادعای استقلال بکنه وگرنه وختی قادر نیست حتی یه چائی دم کنه دیگه حق نداره موقع دعوت کردن مهمون هم خودسر عمل کنه.بطورکلی زن و مرد قرار هست که زندگی رو برای همدیگه راحت تر بکنن و خوب این همزیستی محدودیتهای خاص خودش رو هم قطعا بدنبال خواهد داشت و وختی آدم از یکی کمک میگیره باید آقا بالاسریش رو هم قبول کنه وگرنه هم خدا و هم خرما شدنی نیست.فیمینیستام واقعیتش فقط ادعا میکنن و درعمل مشکلات زیادی دارن که هنوز که هنوزه هیچکدومشو نتونستن حل کننُ حتی علیرغم شعارهای ظاهریشون تو مکالمات روزمره شون هرروز شاید صدهابار ناخودآگاه همین استقلال رو ردکنن.اصلا قرارنیس که زن و مرد برابر باشن چون هرکدوم ویژگیها و توانائیهای خاص خودشونو دارن و هرکدوم درجای خودشون موثرن نه درجای دیگری و طبیعیش هم همینه که هرکدوم جایگاه خودشونو حفظ کنن .مثلا همین جنابان فیمینیست انتظاردارن که یه آقا مثل یه جنتلمن باهاشون برخوردکنه و مثلا وختی پای یه قرار عاشقانه درمیان هست آقا قدم اولو برای دعوت کردن برداره.یا مثلا آقا ناز خانومو بکشه که کسی نیس بگه اگه باهم برابرین که دیگه مردو زن نداره که خوب یه بارم شما قدم اولو بردار.
واقعیتش اینا اصلا صادق نیستن و هیچکدوم از ادعاهاشون صحت نداره ُفقط یه تشکیلاتی بهم زدن با یکسری اهداف خاص که فقط دنبال همون اهداف انتفاعی خودشونن وگرنه دلشون بحال خارمادر من و تو نمیسوزه ولی واقعا شعارهای قشنگی دارن و با ظرافت بسیار خاصی میتونن رو عواطف و افکارعمومی زنان کارکنن و اونارو به نفع خودشون تهییج کنن.تو زندگی خصوصی عشق و حالشونو میکنن و شعارهاشونم برا من و تو میارن و بقول معروف چون به خلوت میرسند آن کار دیگر میکنند
بعدشم بقیه زن و مردارو میندازن بجون هم و میشینن به ریش همممشون میخندن.
علی ایحال اینجانب عمولی بعنوان یکعدد زن ذلیل معروف بین المللی تحت تعقیب ُاز همین تریبون آزاد این نهضت فریبکارانه رو بشدددددددددت رد میکنم و اعلام میکنم که اصلا قرار نیست زن و مرد در دوجناح مختلف باهم باشن ُبه هیچ عنوان لازم نیست این دوتا مستقل از هم باشن و علیرغم تمامی محدودیتهائی که برای همدیگه بوجود میارن بهتر هست که درکنار هم و درزیر سایه همدیگه زندگیشونو بکنن و از زندگی مشترک لذت ببرن.خیلی آقائی میخواد که یک مرد افتخار کنه به اینکه حمال و کارگر و راننده زن و بچه خودش باشه و خیلی خانومی میخواد که یک زن از کلفتی کردن توخونه خودش لذت ببره .حالم بهم میخوره از آدمائی که الکی ادای روشنفکرارو درمیارن و حالیشونم نیس چی به چیه و همینکه یه نهضتی چن تا شعار قشنگ از خودش درآورد زودی دنبالش را میفتن و میشن کاسه داغ تر از گاز
.خدا سایه هیچ زنی رو از سر مردش کم نکنه و سایه هیچ مردی رو از سر زنش کم نکنه و همینطورسایه هیچکدومو از سر بچه هاشون کم نکنه.الهی آمین![]()
مطالب مرتبط:
مطالب پربازدید:
یه عالمه عکس بانمک از نی نی کوشولوهای بانمک
فرمایشاتی در باب پیمان بسیار بسیار مقدس زناشوئی
اولندش که یادت هس این دفه چندمیه که میگم وختی عمولی یه چی میگه حف نباشه و بگو چشب!
دومندش که یه دس صدا نداره.
سومندشم که با یه گل باهار نمیشه.
قبول؟پس حالا بریم سر اصل ماجرا.
وختی اون پستو مینوشتم امیدوار بودم که خانوما استقبال بیشتری بکنن و یه تکونی به خودشون بدن ،حتی تصمیم داشتم یه کمپین را بندازیم و یواش یواش خواستگاری خانومارو نهادینش کنیم و این فرهنگ غلط رو که یه دختر باید اونقدر بشینه تو خونه که یه شازده با سمند سفید دوگانه سوز ازرا برسه و ببرتش رو ابرا ،درحد خودمون از بین ببریم.خودتون خوب میدونین که با همین وبلاگها چه کارای بزرگی که نشده ولی متاسفانه هرکی اون پستو خوند فقط یه آیه یاسی خوند و یه "نه" به این بزرگی آورد که نمیشه،مام بیخیالش شدیم.ولی اخیرا یک نورچشمی بانکی یه پست خواستگاری زده و من به نوبه خودم بهش احسن میگم و واقعا از این حرکت روشنفکرانه و جسورانش استقبال میکنم.البته چیزی که مدنظر من بود خیلی گسترده تر و جسورانه تر از این حرفا بود ،نظر من این بود که هردختری خیلی راحت و با اعتماد بنفس کامل قشنگ دست ننه باباشو بگیره و رسما بره خواستگاری و واقعا باید یه روز این اتفاق بیفته چون تو این مورد هم مثل بعضی از موارد دیگه خیلی تو حق دخترا ظلم شده و دامنه انتخاب یک دختر خیلی محدودتر از پسراس ولی انگار مشکل چیزی فراتر از فرهنگ سازی هست و قسمت عمدش مربوط میشه به قضیه اعتماد به نفس خانوما.شاید خیلیا جرات نمیکنن دست به یه حرکت جدید بزنن یا شایدم میترسن کسی بهشون پسر نده
ولی اصلا حساب نمیکنن که چطور یه پسر بیکار بیعار بد قیافه تن لش به خودش جرات میده بره خواستگاری یه هلو و آخر سرهم با سماجت میگیرتش ،اما خیلی از دخترای لایق و با کفایت میمونن کنج خونشون تا یکی بیاد درشونو بزنه.واقعا این خیلی ستمه و امیدوارم خانوما خودشون یه فکری بحال خودشون بکنن.عمولی هم بعنوان یکعدد آتش بیار معرکه در خدمت این حرکت عظیم فرهنگی هست و باکی هم نیست که چه نسبتهائی بهش بدن و البته مطمئنم که ممکنه بعضی آدمای دگم بخوان تراوشات ذهن راکدشونو به عناوین مختلف خالی کنن ولی قاطعانه اعلام میکنم که این مسئله باید فرهنگ سازی بشه و قبح کذائیش از بین بره.حالا این شما و اینم میدون.آق پسرای دم بختم اگه قصد ادامه تحصیل ندارن یه سری به وبلاگ این دوست عزیز و روشنفکرمون بزنن.
دختر خانومام اگه همین شرایطو دارن زود باشن بند و بساط خواستگاری رو تو وباشون را بندازن بینیم حال نداریییییییییییم
.کلهم نورچشمیان محترمه مکرمه دم بخت و غیر دم بخت به این حرکت فرهنگی دهفتن و خورده فرمایشات مینمائیم پستی مشابه پست "جی" بزنن،باشد که رستگار گردند.
دانستنیهای جالب در مورد ازدواج و زندگی زناشوئی
درباره ازدواج بسیار گفته و شنیده ایم اما مطالبی که در زیر می آید شاید برای شما تازگی داشته باشد
از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان
پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب کرده ایم ، بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد
اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد !
همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حکم کلید راهنما را داشته باشد
۱) هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)
۲) مردی که به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )
۳) لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )
۴) زنی سعادتمند است که مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی )
۵) زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )
۶) زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )
۷) زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی)
۸) داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی)
۹) دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)
۱۰) داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )
۱۱) دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )
۱۲) در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن . ( آذربایجانی )
۱۳) برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی . ( چینی )
۱۴) تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن . ( چینی )
۱۵) اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. ( اسپانیایی)
۱۶) اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار (ترکی)
۱۷) ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)
۱۵) ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( اسپانیایی )
۱۹) ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( فرانسوی )
۲۰) ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )
۲۱) ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. (بورنز)
۲۲) ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند (
۲۳) ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون)
۲۴) اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی)
۲۵) انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک)
۲۶) با زنی ازدواج کنید که اگر ” مرد ” بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)
۲۷) با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)
۲۸) برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید ” کر ” باشد و زن ” لال ” . ( سروانتس)
۲۸ ) عاقلانه ازدواج کن ، تا عاشقانه زندگی کنی.
29) ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ ” شجاعت ” می خواهد. ( کریستین )
۳۰) تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز)
۳۱) پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانکلین )
۳۲) خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاک )
۳۳) تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)
۳۴) ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو ” زنده ” می شوند و اگر ” بد ” شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی)
۳۵) ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )
۳۶) شوهر ” مغز” خانه است و زن ” قلب ” آن . ( سیریوس)
۳۷) عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاک)
۳۸) قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر)
۳۹) مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. ( بن بیکر)
۴۰) با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش . ( سینکالویس)
۴۱) خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور)
۴۲) ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)
۴۳) قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن . ( یکی از دانشمندان لهستانی)
۴۴) مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( کارول بیکر)
۴۵) من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا کریستی)
۴۶) هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها کمتر خواهد شد. ( ولتر)
۴۷) هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون(
۴۸) زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست ، تحمل کند. ( کینهابارد)
۴۹) اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. ( شاو)
۵۰) وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه کنی ، مهمان هایت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی)
۵۱) هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. ( ضرب المثل اسکاتلندی)
۵۲) با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن . ( ضرب المثل آلمانی )
۵۳) تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی . ( شارل بودلر )
۵۴) دوام ازدواج یک قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسکاتلندی)
۵۵) ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد. ( مثل سانسکریت )
۵۶) زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند . (ضرب المثل آلمانی )
۵۷) ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارک تواین )
۵۸) ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر (
۵۹) تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر کنی. ( شارل بودلر )
مطالب مرتبط:
مطالب پربازدید:
یه عالمه عکس بانمک از نی نی کوشولوهای بانمک
داستانهای جالب از سراسر اینترنت
یک میلیارد داستان کوتاه و جالب
کلمات کلیدی:رازهای زنان+رازهائی درباره زنان+رازهائی درمورد زنان+دانستنیهای مفید+دانستنیهائی در مورد زنان+دانستنیهائی درباره زنان+روانشناسی زن+روانشناسی زنان+رازهائی درباره زن+دانستنیهای مفید برای مردان+دانستنیهای زناشوئی+اطلاعات زناشوئی+شناخت زن+شناخت زنان+دانستنیهائی درباره زن+دانستنیهای درمورد زن+زن شناسی+دانستنیهای مفید برای آقایان+ازدواج و نکته ها, بهترین ضرب المثل ها در مورد ازدواج, بهترین مطالب در مورد ازدواج, جملات بزرگان در مورد ازدواج, جملات خواندنی در مورد ازدواج, جملات کوتاه در مورد ازدواج, در مورد ازدواج, , ضرب المثل در مورد ازدواج, مطالب جالب در مورد ازدواج, مطالب جالب در مورد همسر, مطالب کوتاه در مورد ازدواج, مطلب در مورد ازدواج, نکته در مورد ازدواج, نکته ها در مورد انتخاب همسر, نکته های ازدواج, نکته های خواندنی در مورد ازدواج, نکته های شیرین و خواندنی در مورد ازدواج +نکته ها در مورد انتخاب همسر+ در مورد ازدواجدانستنیهائی در مورد زنان
- یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد . به زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند .
- یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می ورزد .
- زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می دارد ، به آن زن اجازه می دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است .
-وقتی زنی عاشق می شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می رسد .
- نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می بخشاید .
- یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود .
- پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد .
- زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می کنند و بعد به کیمیای جسم پی می برند .
- لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می گیرد و او را لمس می کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می ورزد .
- هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است .
- هنگامی که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد .
- یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی کند ، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می آورند .
- یک زن هنگامی سکوت می کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید .
- وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می سپارد و از ارائه راه حل می پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می کند .
- مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند . دراینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد .
- هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می کند .
-به جرات می توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی رساند .
- زن درست مثل یک موج است ، به هنگامی که عشق در قلبش به ظهور می نشیند ، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می رسد .
- هنگامی که موج احساسات یک زن به اوج می رسد ، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی بیند .
- مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید ، احساس آسایش و آرامش بیشتری می کند .
- این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد ، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی گیرد .
- وقتی زنی از موضوعی می رنجد ، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است ، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند .
- دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان ، عدم پذیرش ، قضاوت نادرست و ترک شدن است ، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست .
-در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد ، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می کند ، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی دهد . ولی در این زمان احساس می کند که مرد به او احترام نمی گذارد .
- بسیاری از زنان به این علت که نمی خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند ، نیازهایشان را انکار می کنند .
- حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد ، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی ، اشتباه بزرگی است .
- یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است .
- امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می ورزند ، اما در عوض چیزی دریافت نمی کنند ، رنج می کشند ، آنان به دنبال وقفه ای می گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند .
- یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند .
- یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است .اما وقتی آن زن لبخند میزند ، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد .
-همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند . بخشش می کنند و در این زمان به خاطر می آورند هنگامی که آنان به بخشش نیاز داشتند ، تا حدودی کمتر از این اندازه ، به ایشان بخشیده شده است.
-اغلب زنان با آنچه همسرشان می خواهد به راحتی موافقت می کنند ، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می خواهند .
- یک زن ، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی دهد ، بلکه شوهرش را آزاد می گذارد و تصور میکند او نیز به همین ترتبیب آزادش گذاشته است .
- وقتی زنی به ثبت امتیازات می پردازد ، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید . پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد.
- یک احساس پنهان در درون زن به او می گوید نمی خواهم خواسته هایم را برایش بگویم ، اگر عشق او به من واقعی باشد ، خودش از نیازهایم مطلع می گردد .
-مردان و زنان باید به خاطر داشته باشند که همسرشان به هیچ عنوان خود بخود از نیازهایشان ، مطلع نیست .
- زنان نمی پسندند که شوهرانشان ، برآورده ساختن نیازهایشان را به دست فراموشی بسپارند . به همین علت ، دست از نق زدن بر می دارند و به حمایت شوهرانشان می پردازند .
مطالب مرتبط:
مطالب پربازدید:
یه عالمه عکس بانمک از نی نی کوشولوهای بانمک
داستانهای جالب از سراسر اینترنت
یک میلیارد داستان کوتاه و جالب
کلمات کلیدی:رازهای زنان+رازهائی درباره زنان+رازهائی درمورد زنان+دانستنیهای مفید+دانستنیهائی در مورد زنان+دانستنیهائی درباره زنان+روانشناسی زن+روانشناسی زنان+رازهائی درباره زن+دانستنیهای مفید برای مردان+دانستنیهای زناشوئی+اطلاعات زناشوئی+شناخت زن+شناخت زنان+دانستنیهائی درباره زن+دانستنیهای درمورد زن+زن شناسی+دانستنیهای مفید برای آقایان+بچه های طلاق یا کودکان بدسرپرست!!!

يكي از روزهاي سرد زمستان 85 بود كه يه پاداش كاملا" غيرمترقبه اي بهمون دادن.كارمند جماعت ميدونن اين يعني چي.يعني يه پولي كه هيچ برنامه ريزي روش نشده وكاملا" درخدمت دل خواهد بود.
منهم تو راه داشتم به اين فكر ميكردم كه چطوري مي تونم از اين پول بهترين حال رو به دل همايوني بدم.البته زياد هم فكركردن نمي خواست ،تكليف خودم كه معلوم بود،مثل هميشه ادكلن .اما همسرجان چند وقتي بود كه تغيير رويه داده بود وعليرغم اينكه اوايل گرايشش به لباس بود،براثر دوست ناباب اونهم به ادكلم اعتياد پيدا كرده بود.اما گاهگاهي از لباس خريدن هم بدش نمي اومد.اين بود كه تصميم گرفتم برم خونه وقبل ازمشورت هيچ اقدامي نكنم.
(خورده فرمايشات ميان متني:اينجا يه نكته كاملا" طلايي براي افراد تيزهوش وريزبين نهفته است اونهم اينكه روز تولد من همين نزديكي هاست(18 آذر)ديگه زياد به مغزشون فشار نيارن.تكليف روشنه.البته نه اينكه خود ادكلن رو بفرستين، نه اسم بهترين ادكلن رو كه تا حالا استفاده كردين رو بنويسين ،كلي حال دادين.نه ديگه اصرار نكنين ديگه.ادكلن نميخوام مرسي.مخصوصا"از دوستان مقيم خارج از كشور)![]()
اما طبق رسم ديرينه معلوم بود كه بايد پنجاه پنجاه تقسيم مي شد والبته دقيقا" براي هركدوممون يه ادكلن خوب ميرسيد. تو كفشهام عروسي به پا بود وبخشن زنان
وارد خونه شدم وسينه سپر وگردن راست وسربالا با افتخار دررو بازكردم كه خبر مسرت بخش وافتخارآميز پاداش رو به همسرجان بدم كه يكهو چشمم به "عمولي" افتاد.توي كنج اتاق،لب ولوچه آويزون ،چشمهاي خوشگل عسليش از فرط گريه سرخ سرخ،پف كرده ،نوک دماغ قرمز مایل به نیلی
نشسته بود.در يك لحظه هم دلم براش كباب شد وهم وجدان درد گرفتم كه دراين تقسيم بندي بكلي فراموشش كرده بودم وبراي جبران اين بي معرفتي تصميم گرفتم سهم خودمو تماما" به اون بدم.
اولش فكر كردم باز همسرجان چيزي بهش گفته وبهش برخورده اما با اشاره همسرجان بهم فهموند كه خبرنداره از ظهر همينطور گريه ميكنه و دماغش رو ميكشه .فهميدم قضيه به اين سادگي ها نيست.رفتم جلو با دوانگشتم نوك دماغشو گرفتم و گفتم چته لوطي؟نبينم غمگيني.
از دروديوار صدا اومد از اون نه .اما بالاخره زبون لال رو مادرش وزبون عمولي رو م عموليش مي فهمه .كمي سربه سرش گذاشتم وبغلش كردم و اشكاشو پاك كردم وشروع كردم به پاچه خواري
.اما فقط گفت:شن پيششن.من شنی شويمورم.يعني اينكه توبدي من تورودوش ندارم.گفتم :آخه چرا پسر خوشگله.بازچيكاركردم كه بد شدم؟گفت:هيشكي منو دوش نداله.
گفتم: من كه دارم .خيلي هم ميميرم برات.![]()
گفت:نه بابا توهم كه توزرد از آب دراومدي.
دوزاريم افتاد كه قضيه خيلي مهمترازاين حرفاست وبايد تيرخلاص رو رها ميكردم.گفتم:خوب حالا قبول كه من بدم.چيكاركنم كه خوب باشم؟![]()
گفت:پس من چلا لاني ندالم؟![]()
گفتم:چي؟ گفت:لاني. گفتم:لاني ديگه چيه؟.گفت:همونیکه آدما باهاش تو خونه دوچلخه سوالي ميكنن.
فهميدم كه منظورش دوچرخه ثابت راينه
.گفتم:آخه به چه دردت ميخوره؟.گفت:پش چلا من مانكن نيستم؟.گفتم:خب بسكه پرخوري مي كني وايكاش اي خريت رو نكرده بودم و این حرفو نزده بودم
همچين لب ولوچه اش آويزون شد كه كه اونهمه زحمتم يكمرتبه دود شد رفت هوا
.تازه تازه داشتم به حرف مي كشيدمش .
گفت:تو شرت بخوره.من ديگه توخونه تو هيچي نميخولم.اونقدر گشنه ميمونم تا بميرم.توبدي .بلو گمشو وباز زد زير گريه.از چشمهاي عسليش اشك بود كه یه ریز مي ريخت
.
عجب ديوونگي كردم.
گفتم :ببين آق پسر تو خودت مانكني ديگه،فقط مانكن ۴ايكس لارجي
،اين خودش خيلي حرفه.انگاراين حرفم كارخودشو كرد،سرش رو آورد بالا وزل زد توچشمام وگفت:پس چلا همه بهم ميگن شكم گنده؟![]()
گفتم:اونا از حسوديشون ميگن.مرد هروقت از درمياد تو اول بايشد شكمش وارد بشه
.
گفت:عمو...دالي خلم(خرم) ميكني؟فكرميكني هيچي سلم نميشه ؟ميخواي شيله بمالي رو شرم؟
فهميدم كه باز ميخواد از اون معجزه ها نشون بده وهربهونه اي بيارم كارساز نخواهد شد از طرفي اون چيزي كه ميخواست قيمتش دقيقا" همون پاداشي بود كه گرفته بودم بعلاوه اينكه يه چيزي هم بايد ميذاشتم روش .سهم خودم مهم نبود اما سهم همسرجان رو ديگه نميتونستم ناخنك بزنم كه همسرجان خودش بدادم رسيد وگفت: مگه چي ميشه يه خورده پس انداز داريم ديگه .برين بخرين.
واقعا" دراون لحظه هيچ حرفي نمي تونست اونقدر خوشحالم كنه
.گفتم:اتفاقا"امروز يه پاداش گرفتم ،اما نصفش مال توئه. گفت: خودشيريني نكن ديگه.زودترپاشين راه بيفتين.عمولي كه داشت با دقت به حرفهاي ما گوش ميداد،حالش كاملا" جا اومده بود وانگارنه انگار كه همون آدم چند لحظه پيشه.زود بلند شدولباسهاش رو عوض كردو چند تا ازادكلن هاي منو به قصد كشت رو خودش خالي كردو گفت:عمو من حاضرم
.
منهم ديدم چاره اي نيست.بايد زود راه بيافتيم .حتي چايي مايي رو هم بايد بيخيال بشيم چون اگه يه ثانيه وقت تلف ميكردم .صدبار مي گفت :عمو زود باش
.
رفتيم بيرون وچون نمايندگي راين يه جايي بود كه نمي شد ماشين رو پارك كرد وخيابان هم يكطرفه بود تصميم گرفتيم پياده بريم.
همينطور كه داشتيم مي رفتيم ومن هي سرشو بر مي گردوندم كه چشم چروني اونهم با اون وضع تابلو نكنه.ديدم جلو يه بانك يه پسر خيلي كوچولو با سر كچل كه از زير كلاه زده بيرون با صورت چرك و يه كاپشن خيلي نازك كه از زور سرما به خودش ميلرزيد
،بساط پهن كرده
.از اين پسربچه هاي دست فروش كه با سماجت يه چيزي به آدم ميفروشن زياد ديده بودم.بعضي وقتها يه چيزي ازشون مي خريدم وبعضي وقتها هم نه.
جلوتر كه رفتم ديدم طفلك اونقدر كوچيكه كه حتي اسم چيزهايي رو كه ميفروشه نميدونه .خيلي شکسته بسته مي گفت:آقا ،گاگا.
خيلي دلم براش سوخت.بچه به اين كوچيكي كه حتي دست چپ وراستش رو نميشناسه اونوقت تو اين سرما آوردن گذاشتنش اينجا كه چي؟![]()
رفتم جلو و گفتم:چنده؟ گفت:شصت تومن.گفتم همه رو بده به من .همه رو گرفتم و 3 هزارتومن دادم.گفتم اسمت چیه؟گفت :احمدآقا
.گفتم :خوب ديگه پاشو برو خونه تون.اينجا نمون.گفت:منكه خونمون رو بلد نيستم .گفتم:پس چطوري ميخواي برگردي؟ گفت:ثريا خودش مياد و ميبردم.گفتم:ثريا ديگه كيه؟گفت:ثریا ديگه ...عهههههههه....
عمولي داشت چهار چشمي نگاش ميكرد.گفت :عمو ببريمش پيش خودمون؟هيچي نتونستم بگم آخه مردحسابي ما خودمون تو اون خونه اضافه ايم اينو ديگه كجا ببريمش.تازه ننه باباشو چيكار كنيم؟گفتم:نه نميشه بريم دنبال كار خودمون.
گفت:نه حيوونكييه ،گناه داله .شايد اينم مثل من هيشكي رو نداله
.گفتم:بابا خونه من كه ليان شانپو نيست.همسرجان سه طلاقمون ميكنه ها.گفت: باشه پس بذار تا وقتي ميان پيشش بمونيم.گفتم:فروشگاهه ميبنده ها.گفت:عب نداله .اصلا" نميخوام عوضش هر روز ميام آدامشهاي اينوميخلم.ديدم فكربدي نيست وواقعا" اشكم داشت در مي اومد از اينهمه سخاوت عمولي كه واسه خريدن راين اونهمه اشك ريخته بود وحالا داشت از خيرش ميگذشت و بدترازاون وختی اشکم دراومد که دیدم دستای کوچولوی پسره رو چسبونده به صورتش که گرم شه
ُکاپشن خودشم پیچونده دورش.خیلی منتظر شدیم تابالاخره ثریاخانوم رسیدن و وختی مارو اونجا دید اولش یه اخمی کرد و بعد خیلی زودمتوجه شد که انگاری میتونه حسابی تیغمون بزنه و گل از گلش شکفت.بهش گفتم از فردا این بچه رونفرست اینجا عوضش ما هرروز یه هزاری میدیم بهت.اما اون قبول نکردو گفت که نه درآمد احمد خیلی بیشتراز هزارتومنه اگه میخواین دیگه نیاد اینجابساط پهن کنه باید روزی سه هزار تومن بدین
ُکه خلاصه بعداز کلی چونه زنی سر یک و پونصد توافق کردیم و از فرداش هرروز هزاروپونصدتومن آخر روز میبردیم میدادیم دم خونشون بشرطی که احمد آقا تائید میکرد اونروزو توخونه بوده.
تو این رفت و آمدها متوجه شدیم که باباهه معتاده
و زن اولش یعنی مامان احمدآقا رو طلاق داده و بعد اومده سراغ ثریا که ازجزئیات میگذرم چون اگه بخوام همه چی رو توضیح بدم خیلی بدارازا میکشه ُروزها همینطور پشت سرهم میگذشتن و ما با احمد آقا بیشتر انس میگرفتیم تااینکه اون روز...![]()
همیشه این ماجرا رو تا اینجاش اومده بودم ولی نتونسته بودم ادامه بدم ُاما دیگه امروز بعد دوسال تصمیم گرفتم این پستو تمومش کنم.اون روزکه رفتیم دم درشون ُدیدیم در برخلاف همیشه بستس ُهرچی درزدیم جواب نیومد ُداشتیم نگران میشدیم ُیه خورده محکمترزدیم
ُبالاخره آبجی ناتنی احمد آقا دروبازکرد ُگفتیم ثریا خانوم و احمد هستن ؟گفت نه رفتن بیرون ُگفتیم کجا؟گفت نمیدونم .حرفاش مشکوک میزد
ُمیخواس دروببنده که به بهونه دستشوئی ازش خواستم بذاره بریم تو ولی قبول نکرد ُدیگه بیشتر مشکوک شدیم و عزم جزم کردیم که هرطور شده بریم تو ُو اینکارو کردیم
اما وختی رفتیم تو دیدیم ثریا احمد آقارو گرفته بغلش و هی بوسش میکنه
!!!و احمد آقا نیشش تابناگوشش بازشده
!!!.
ثریا به احمدآقا خیلی کم غذا میداد و همیشه خدا گشنش بود
طفلی ُاونروز هم مثل همیشه چندتا بالشو میذاره رویه چارپایه تا طبق معمول ازبالای یخچال نون برداره و یواشکی بخوره که ثریا سرمیرسه و گوششو محکم میگیره تودستش ازطرفی بالشاهم لیزمیخورن و میفتن و احمد میخوره زمین و گوشش کنده میشه و میمونه تودست ثریاُثریا هم از ترس وهم بخاطر احساسات مبهمی که تو یه لحظه بهش هجوم میاره هول میکنه و شروع میکنه به بوسیدن احمدآقا ُاحمد طفلی هم که تااون موقع هیچ محبتی از زن بابا ندیده بوده ُدردگوشش یادش رفته بوده و محو لذت بوسه های ثریا شده بود
.اونروز یکی از دردناک ترین صحنه های زندگیمونو شاهد بودیم
.
خدا رحمتت کنه احمد آقا ُدرسته رفتی و جیگرمونو سوزوندی اما هروخ یاداون روزات میفتم و الان میبینم که عوض اون زن بابای حیوون داری بافرشته ها زندگی میکنی
ُناراحتی ازدست دادنت تبدیل به خوشحالی میشه.
خورده فرمایشات ۱):هرکی متوجه نشد منظور ازعمولی تو این پست چیه اینجارو بخونه.
خورده فرمایشات۲):هیچوخ معتاد نشین.
خورده فرمایشات۳):وختی بچه رشدین هیچوخ بفکر طلاق نباشین.
خورده فرمایشات۴):هیچوخ بچتونو دت زن بابا یا ناپدری نسپارین.
خورده فرمایشات۵):اگرخدای نکرده نتونستین خورده فرمایشات سومو بجابیارن لااقل درانتخاب شریک جدید زندگی خیل دقت کنین.
خورده فرمایشات۶):هوای بچه های بد سرپرستو داشته باشین لوففا".
سرقت نوشت:این عکس یه جریاناتی داره که فهلا لو نمیدم !!!
تا صاحابش نیومده هرچی دلتون میخواد نگاش کنین
که الانه پیداش میشه و هممونو میبنده به لنگه کفش![]()
بعضیا فک کردن باقلف کردن راس کپی نمیشه ازشون دزدی کرد
.زهی خیال باااطل که کار حلالمون فقط همین یه قلمه.![]()

اعترافات یکعدد عمولی نادم
چرا عاقل کند کاری
که باز آرد پشیمانی؟!
هیچوقت نگفتم انسان جایزالخطاست چون این بمعنی صدور مجوز برای خطاکاری محسوب میشه ُولی میگم انسان ممکن الخطاست یعنی اینکه مجاز نیست خطا کنه اما ممکنه که خطائی بکنه و همیشه یکسر هرخطائی رسوائی ُ پشیمانی و از این قبیل چیزهاست ُمعتقدم آدم وقتی خطائی مرتکب میشه بستگی به میزان خطا باید چنان تنبیه بشه که هیچوقت یادش نره و دیگه تکرار نکنه ُحالا ممکنه این تنبیه خودبخود از طرف دیگران و یا طبیعت اتفاق بیفته ُاما اگر نیفتاد آدم باید خودش خودشو تنبیه کنه.منهم منتظر بودم که یک گوشمالی اساسی تجربه کنم که دیگه هیچوقت یادم نره که نباید از این غلطا بکنم و اولین رو با تمامی خاطراتش به امید دومی ...
بگذریم توضیح خواهم داد ُچون خواستم اینطور بین المللی آبروی خودمو ببرم که دیگه عمرا جرات نکنم حتی همچین فکرائی بسرم بزنهُ چون اولین ها همیشه خاطره هستند.
زیاد شنیده بودم شرح حال مردائی رو که زن دوم میگیرن و بعد به گ...ه خوری میفتن ُوهمیشه ملامت میکردم چنین کسانی رو ُبعضا دنبال ریشه یابی این عمل میرفتم و به این فکر میکردم که یه آدم چرا باید چنین کاری بکنه و برا خودم دلایل زیادی استخراج کرد بودم که گاها قانعم میکرد و گاهی نه.مثلا بعضی از آدمها در اثر طلاق عاطفی یه همچین کاری میکننُ یعنی با اینکه باهمدیگه زیر یک سقف زندگی میکنن اما هیچ ارتباط عاطفی درستی باهم ندارند ُبعضیا بخاطر مسائل +۱۸ سال یه همچین غلطی میکنن ُبعضیا اصلا مرض روانی دارن و تنوع طلبن ولی درهرحال اکثر این آدما یه روز پشیمون میشن و به این نتیجه میرسن علیرغم تمامی کمبودهائی که داشتند اما اولین همیشه خاطره بوده و بهترین و نباید مرتکب چنین کاری میشدن ُحالا بعضیاشون زود متوجه میشن و مثل من از وسط ضرر برمیگردن اما بعضیام همچین تا خرخره تو منجلاب میفتن که دیگه هیچ راه برگشتی براشون نمیمونه.
من خودم اعتراف میکنم هرچند کمبود های جزئی احساس میکردم اما اصلا تصمیم درستی نگرفتم ُراستش همش بخاطر اینترنت بود ُچون گاهی بیرون از خونه مجبور بودم با گوشی کانکت بشم و وختی با همراه اول کانکت میشدم آخر برج یه قبضی میومد اونسرش ناپیدا.این بود که به فکر دومی افتادم و ایرانسل اعتباری گرفتم ُاما یکی دوماه بعدش دیدم هم قبضام همون مبلغ قبلی میان البته با تفاوت خیییلی جزئی که قابل صرفنظر بود و هم اینکه هرهفته کلی پول شارژ میدم ُتازه نرخ ایرانسلم که ماششششاله هزار ماشششالله سربفلک میذاره ُاین بود که در یک تصمیم کبری با خودم عهد کردم سیم کارت دومو بیخیال بشم و به همون اولی وفادار بمونم.
الان بعد از خرابی بصره به این نتیجه رسیدم و اعتراف میکنم که "هیچ کس تنها نیست با همراه اول" اما ایکاش همون اول به این حف گوش میدادم و اینهمه خودمو زابراه نمیکردم که الان یه دونم گوشی بدردنخور مونده رودستم چون ازوختی سیم کارت ایرانسلو دیلیتش کردم دیگه گوشی دومم بدرد نمیخوره.
خورده فرمایشات ۱):کسانی که هنوز افکارشونو اصلاح نکردن و زودی فکرای منحرف میکنن برن یه فکری بحال خودشون بکننُ چون خباثت از سر تا پاشون میباره.![]()
خورده فرمایشات ۲): هرکی درهنگام خوندن متن زیاد فوش داد زودی بره دهنشو آب بکشه بیاد.![]()
خورده فرمایشات ۳):هرکی بعد از تموم کردن متن فوش مادر خار داد بره دهنشو سه بار آب بکشه ُیه بار بخاطر فوشائی که بخودم داده یه بار بخاطر فوشائی که به ننم داده ُیه بارم بخاطر فوشائی که به خاااارم داده.![]()
خورده فرمایشات ۴):هرکی هرچی گفت خودشه.![]()
خورده فرمایشات ۵):هرکی هم ادعا کنه که از همون اول قضیه براش لو رفته و میدونسته که چه خبره ُباید بدونه دروغگو دشمن خداست ُپس زود بره و توبه کنه.![]()
خورده فرمایشات ۶):هرکی هیچکدوم از شرایط پنجگانه بالارو نداره مطمئن باشه که یه چیزیش هست و اصلا احساس محساس حالیش نیس پس هرچه زودتر خودشو به یه دکتر نشون بده.![]()
خورده فرمایشات ۷):هرکی هم هنوز اینجوریه
برگرده و دوباره ازاول بخونه ُدست به آیکیوهاتون نزنین.![]()
خورده فرمایشات ۸):خودمونیم پن دیقه عجب تفریحات سالمی فرمودیما ُخداوند مارو براتون نیگه داره ایشاللهُ بگو ایشششششششششششالله.![]()
خورده فرمایشات۹):زت عالی زیاد.
بزودی بحران اقتصادی شدیدی جهان را دربر خواهد گرفت!
مضرات زنان زيبا براي سلامت مردان
خبرگزاري فارس: دانشمندان اعلام كردند ملاقات با يك زن زيبا ميتواند براي سلامت شما مضر باشد.
به گزارش "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس و به نقل از منابع اينترنتي، تلگراف نوشت؛ نتايج يك تحقيق در دانشگاه والنسيا نشان ميدهد كه ملاقات با يك زن زيبا باعث افزايش هورمون استرس موسوم به كورتيزول در بدن انسان ميشود.
اين هورمون تحت تاثير استرسهاي فيزيكي و رواني در بدن انسان توليد ميشود كه مي تواند در نهايت منجر به بيماريهاي قلبي شود.
براي بررسي اين موضوع ، محققان از 84 دانشآموز مذكر خواستند كه هر كدام در يك اتاق نشسته و مشغول حل يك پازل شوند.در اين اتاق دو غريبه كه يك مرد و يك زن هم بودند نشسته بودند.
دانشمندان متوجه شدند زماني كه فرد غريبه مونث اتاق را ترك ميكند و دو مرد در كنار يكديگر باقي ميمانند ميزان هورمون استرس آنها تغييري نمي كند ، اما زماني كه فرد مذكر اتاق را ترك ميكند ، ميزان هورمون استرس در شخص افزايش پيدا ميكند.
كورتيزول در دوزهاي كوچك ميتواند تاثيرات مثبتي در بدن داشته باشد و ميزان هوشياري و سلامت كلي بدن را افزايش دهد .اما در صورتي كه اين هورمون به طور مداوم در بدن انسان باشد ميتواند منجر به بروز بيماريهاي پزشكي مانند بيماريهاي قلبي ، ديابت و فشار خون بالا شود.
باتشکر از دوست عزیزی که لینک این خبرو برام ارسال کرده بود.اما این خبر چه ربطی به بحران اقتصادی جهانی داره؟!توضیح میدم خب
.
اولا اینکه وختی این خبر در کل جهان منتشر بشه دیگه هیچ مردی حاضر نمیشه یه زن زیبارو حتی نگاه بکنه
و بدین ترتیب بزودی بازار هلو و جیگر و بیتامین ث کساد میشه ُاون هلو نه ها این هلو همون که میگن هلوبرو تو گلو ُفدات بشم عسییییییییییییییسم ُ عاشقتم هنووووووووووووسم و این حفا
و بهمین ترتیب شیش سیخ جیگر سیخی شیش زار میشه وایییییی چه شود؟!
بهدش بازار ماشین و کلهم کارخونه هاش میخوابن چون دیگه لازم نیس برا سوار کردن یه هلو کلی زحمت بکشی و ماشین مدل بالا گیر بیاری ُبا همین فرغون شهرزاد خانوم میشه صد تا صدتا سوارشون کرد و حالشو برد ژیگووووووووووول.
بعد دومین صنفی که از نون خوردن میفته صنف لوازم آرایشی و آرایشگر و زیبائی و جراحی پلاستیک و ایناس چون دیگه هیش کی حاضر نیس هلو بشه و استرس بوجود بیاره و هرکی هرچی سیبیل کلف تر همونقدر عزیزتر
بزازا و خیاطا و کلهم لباس فروشیام بهمین ترتیب تهطیل تا میرسه به صنفائی که لوازم مردونه میفروشن و تولید میکنن و کلی به جیب میزنن ُحالا که دیگه هلوئی توکار نیس کسی هم دلش نمیخواد یه هلو تور کنه یا یه شیش سیخ جیگر بزنه تورگ دیگه بفکر تیپ
و کت و شلوار و لباس اسپورت و این چیزا نیس که دیگه عزیز پس کلهم این سری مشاغلم تهطیل ُحالا حساب کن اینهمه آدم از نون خوردن بیفتن چی میشه ؟دیگه کسی نه سینما میره ُنه میوه میخره ُنه پارک میره ُنه دنبال رستوران شیک میگرده چون پول نداره ُرفته رفته اون یکی صنفام دونه دونه چی ؟تخته میکنن خوب همه چی رو که نباس من بگمُ یوخوردم خودت فک کن.و بدین ترتیب کل اقتصاد جهان فلج خواهد شد.
پس چاره چیست عزیزان؟این سوالیست که در طول دو سه شبانه روز گذشته بارها و بارها از خود پرسیده ام و هرچند به پاسخهای نسبتا قانع کننده و راه حلهای خوبی هم دست یازیده ام
ولیکن شما نورچشمیان عزیزترازجان و روشنفکران برحق این کره خاکی را بدین چالش فراخواندم تا دست دردست یکدیگر عقلهای کاملمان را برروی همدیگر جمع نموده غصه هارا از همدیگر تفریق ُمشکلات را اززیر رادیکال خارج و شادیهارا باهمدیگر....
نه با ولش اینو نمیخواستم بگم که ُمیخواستم بگم که به بهترین راه حل ارائه شده جایزه ویژه ای تعلق خواهد یافت و لیکن توصیه های ایمنی تا رفع کامل این بحران احتمالی:
خانومهای محترمه ُمکرمه و معظمه:
۱) دودستی بچسبین به آققاتون
و قدرشونو بدونین که این توبمیری ازاون توبمیریا نی
۲)تامیتونین جلو زبونتونو بگیرین و غر نزنین![]()
۳)هرچقدر میتونین خودشیرینی بکنین 
۴)گاهی اوقات لحظات رمانتیک خلق کنین
۵)به روزنومه خوندن آققایون گیر ندین![]()
۶)هربلائی که آققای خونه سرتون آورد
مثل مامان اوشین دستاتونو بذارین رو سینه و فخط بگین آقا تورو بوخودا خودتونو ناراحت نکنین برا قلبتون ضررداره عوضش هرچی دلتون میخواد منو بزنین![]()
۷)مکالمات تلفنیتونو به حداقل برسونین
هی زرت و زرت نشینین پشت تلفن از اکرم جون و مهنازجون غیبت کنین پاشین به آققاتون برسین![]()
۸)هی درنرین خونه مامانم اینا
.
۹)زبون درازی به نحوای کان موقوف
.
۱۰)هرروز یه غذای جدید یاد بگیرین و اونقدر تو آشپزخونه بمونین که مزه چلوکباب بدین
۱۱)همین الان بیکی از توصیه های بالا عمل کنین و بکارتون ایمان داشته باشین چون شما دارید به یک مسئله جهانی فکرمیکنید و میخواهید دنیارو از بحران نجات بدیدُشما میتونید.چن بارم این جملات رو باخودتون تکرارکنین.
۱۲)عوض اینهمه زحمت برین اون دانشمنده رو گیرش بیارین و از وسط جرش بدین که بیاد اهتراف کنه همه حفاش الکی بوده
.فک کنم این یکی از همش راحتتره نهههههههههه؟!![]()
خریت های چهارگانه عمولی!!!!

کی میدونه جبرهای چهارگانه سارتز چیا هستن؟؟؟؟؟![]()
اونائی که نمیدونن یکی از این سه گزینه رو انتخاب کننُ انتخاب حق شماست خوب:
۱-از اونائی که میدونن بپرسن.
۲-برن کتابای سارتزو زیر و روکنن .
۳-خودم یه توضیح مختصر میدم بخونن بهد دوزاریشون بیفته که خریت های چهارگانه عمولی چه صیغه ایه!!!
ژان پل سارتز رحم الله علیه و علی کلهم مریدان و المریداته در یکی از مقالاتش اشاره میکند به جبرهای چهارگانه انسان:
۱-تولد
۲-مرگ 
۳-زندگی
۴-کارکردن
و میگه انسان مجبوره حداقل بیکی از این جبرها تن بده و اگه بخواد از دست یکی از اینها خلاص بشه مطمئنا گیر اون یکی خواهد افتاد ُو بعدش میگه اونائی که خودکشی میکنن
زیاد بخودشون نبالن که تونستن از جبر زندگی خلاص بشن چون گیر اونیکی جبر یعنی مرگ افتادن.یا مثلا اگه یکی بخواد به جبر کارکردن تن نده ممکنه گیر جبر مرگ بیفتهُ یا کسیکه بتونه با تکنولوژی و پیشرفت علم مثلا یه راههائی کشف کنه که بتونه انسان رو تبدیل به یک موجود نامیرا بکنه اصلا بخودش نباله که تونسته بر جبر مرگ غلبه بکنه چون گیر جبر زندگی افتاده ُخلاصه به اعتقاد سارتز این جبرهای چهارگانه مثل چوبهای دو سر نجس میمونن که از دست هرکدوم بخوای خلاص شی حتما گیر یکی دیگشون می افتی.خوب تا اینجا حله؟؟؟؟؟
پس میریم سراغ خریت های چهارگانه عمولی ُاین خریت ها هم مثل همون جبرهای سارتز میمونن که از دست هرکدوم که شاکی باشی و بخوای خودتو خلاص کنی حتما گیر اونیکی می افتی.
۱-ازدواج
۲-تنهائی![]()
۳-گوسفندی
۴-سگیت
اگه کسی نخواد که دچار خریت اول یعنی ازدواج بشه ُخوب گیر خریت دوم یعنی تنهائی می افته.
حالا اگه گیر این خریت اول یعنی ازدواج افتاد باز دوراه داره یااینکه خریت سومو مرتکب بشه و خودشو بزنه به گوسفندی و رام و مطیع فقط بگه "معععععععععععععععع" یعنی چشب و زیاد به این و اون گیر نده و البته سعی بکنه که هیچی هم حالیش نباشه چون دهنش سرویس میشه اگه حالیش بشه که دور وبرش چه اتفاقائی می افته و چون تصمیم داره که دم نزنه به خودخوری میفتهُ پس فقط باید حال کنه و بخوره و بچره و از زندگیش لذت ببره و حسابی خر کیف بشه و یااینکه اگه دلش نخواست که گوسفند بشه باید خریت چهارم یعنی سگیت رو انتخاب بکنه که دراین صورت میتونه آزادانه به هرچی دلش خواست گیر بده ُهرچی مطابق میل و سلیقه و عقیدش نبود اعتراض کنه ولی یه چیزی رو باید بدونه که حتی اگه ذیحق هم بوده باشه باز اعصابش خورد میشه و عمرا نمیتونه چیزی رو عوض کنه و آخر سر هم بعد از کلی اعصاب کشی و جنگ و ستیز و تام وجری بازی باز یا میفته تو دام خریت دوم یعنی تنهائی و یا بالاخره قانع میشه که بیفته تو دام خریت سوم یعنی گوسفندی و یااینکه فک میکنه انتخابش اشتباه بوده و وقتی به خریت دوم دچار شد دوباره مرتکب خریت اول یعنی ازدواج میشه منتها اینبار از نوع مجددش و بازهم میفته تو همون حلقه بالائی.
نتیجه گیری اخلاقی ُعلمی ُسیاسی و پزشکی :اینهمه صغری کبری چیدم و زر زدم فقط میخوام اینو بهت بگم که خدائیش اگه جنبشو نداری بیخیال زندگی مشترک شو ولی اگه جنبه تنها موندنو نداری خب ازدواج بکن ولی بعدش دیگه باید خودتو بزنی به کری و لالی و کوری ُحف هم نباشه نگو انسان با اراده آهنین خود میتواند در کرات و سیارات هم تغییر ایجاد کند.....ول کن این افسانه ها رو هیچی رو لازم نیست تغییر بدی چون ممکن نیست ُاگر هم ممکن باشه امکانش بقدری کمه که باید ازش صرفنظر کنی ُهمه چی رو همونجوری که هست قبول کن ُ اصاب خودتو دیگران رو هم الکی خورد نکن و بچسب به زندگیت و حالشو ببر ژیگووووووووول.
انتقام بزرگ!!!!!!!!
نورچشمیای عزیزُبزرگترا ُکوچیکترا نماز روزتون قبول حق باشه ایشالله![]()
تو این پست قصد دارم یه تکنیک خ*ف*ن باحال یادتون بدم که یه عمر باهاش کار کنین و حالشو ببرین ژیگوووووووووووووولا
البته لازم بذکره که این قبیل آموزشها وظیفه مااااااااااااااااااادر خواهر گرامیتونه ها که بخاطر کم کاریاشون عمولی داره جورشونو میکشه
.
تا حالا شده کسی از نزدیکانت یه کاری بکنه که خیییییییییییلی حالتو بگیره؟؟؟؟؟کاریکه درحد تیم ملی ازش متنفر باشیُ یه کاری مثل خیانت ُ نارو زدنُ یا یه دروغ خیییییییلی گنده و یا هرچیز دیگه ای از این قبیل که تا حد مرگ آزارت بدهُ ؟؟؟؟؟؟؟؟
معمولا آدمها بر حسب شخصیتشون در اینجور موارد عکس العملهای مختلفی نشون میدن:
-تیریپ مثبتا ُدر حالیکه قیافه خیلی خونسردی بخودشون میگیرن ادعا میکنن که طرفو بخشیدنش و اجرشون پیش خدا محفوظه![]()
-تیریپ رمانتیکا یه شاخه گل پژمرده میگیرن و با یه قیافه شیش در نوزده داغون میرن پیش طرفو میگن ازت متنفرم
.
-تیریپ زرنگا اصلا بروی خودشون نمیارن و بی سرو صدا میرن دنبال عشق و حال خودشون
-تیریپ مذهبیا ُطرفو میسپارنش به ابوالفضل
و دعا میکنن که یارو خیر از زندگیش نبینه.
-تیریپ مظلوما یه گوشه کز میکنن و فخط اشک میریزن و جیگر همه رو کباب میکنن
.
-تیریپ چاله میدونیام چن تا فوش مادر خواهر نثار طرف میکنن و جیگرشون خنک میشه![]()
-و اما تیریپ قیسریا ضامنی رو ورمیدارن و سیراب شیردونی طرفو میریزن بیرون
و تیریپهای دیگه هم به نوعی بسته به شخصیت خودشون بالاخره یه عکس العملی نشون میدن ُ اما حالاداشته باش آموزش عمولی رو!!!!!!!!
:
اولین کاریکه میکنی با طرف یه گوشه دنج و رمانتیک خلوت میکنی و در حالیکه از فرط شرمندگی نمیتونی سرتو بالا بگیری و اگه بتونی که یه خورده هم لپاتو سرخشون کنی که دیگه یعنی آخر شرمندگی هستی و به اضافه اینکه یکی دو قطره اشک تمساح هم چاشنی بکنی که دیگه خییییییلی عالی میشه ُبا لکنت و من و من و کلی افه شرمندگی و پشیمونی بهش میگی که "عزیزم منو ببخش ُمن امروز برای اولین بار کاری رو که نباید میکردم ُکردم"!!!!!
.
همین !!!!!مطمئن باش دهن یارو یک عمر آسفالت میشه هیچ یه ایزوگامم روش.چرا؟؟؟؟؟چون یه علامت سوال به ایییییییین گندگی
بعلاوه یه عالمه علامت سوال در سایزهای مختلف
رو مخ بیچارش حک کردی که شب و روز ذهنشو مشغول میکنه که "تو چیکار کردی که نباید میکردی؟؟؟؟؟؟؟؟" والبته گاهگداری یه گیرهائی بهت میده و باانواع و اقسام روشها و اهرمهای فشار سعی میکنه که زیر زبونتو خالی کنه و ازت حف بکشه که تو باید در نهایت خونسردی و شرمندگی فقط این جمله رو بگی"هروخ خواستم ازم متنفر بشی بهت میگم" و تو دلت یه قهقهه اساسی میزنی به ریششو حالشو میبری
![]()
داری فکرو چخده تر و تمیزه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حف نداره بوخودا.تازه حتی اگه یه روزی دلت بحالش بسوزه و بخوای اعتراف کنی و بهش بگی که همش سرکار بوده و خبری نیس ُعمرا باور نمیکنه که چون این اسلحه مخرب بدگمانی تا مغز استخونشو تخریب میکنه
.
خورده فرمایشات ۱):این تکنیک در مورد بستگان درجه یک بیشترین اثر بخشی رو داره.![]()
خورده فرمایشات ۲):اگه میخوای که دنیا و آخرتتو بباد بدی هرچه زودتر این تکنیک رو امتحانش کن![]()
خورده فرمایشات ۳):هرگونه ابتکار عمل و افه های تکمیلی در هنگام خلوت رمانتیک و بیان جمله آموزشی ُبه منظور زیاد تر کردن پیاز داغ قضیه و اثربخشی بیشتر بلامانع است .
خورده فرمایشات۴):از ابتکارات خود در این زمینه مارو هم بینصیب نذارید لوففا"ُ از بهترین پیشنهادها شدیدا استقبال خواهد شد
خورده فرمایشات ۵):اینهم هدیه ویژه عمولی![]()
خورده فرمایشات ۶):اینروزا شدیدا دچار کمبود نیکوتین هستم و حال هیچی ندارم پس هی زرت و فرت گله نکنین که چرا نیستم و این حفا!!!باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟آفففریییییییین
.
خورده فرمایشات ۷):خدائیش این تکنیکه رو بیخیال شین ها ُ فخط خواستم یه چی گفته باشم زیاد جدیش نگیرین و ملعونمون نکنین لوففا"![]()
بپا خیزید ای دختران ایران زمین!!!

مرسي عنوان!!!!اصلا ديگه بقيه پستو ولش بچسب به همون عنوان و حالشو ببر ژيگووووووول!!!!چي گفتم![]()
يه رفيق كرد داشتيم كارگردان تئاتر بود هميشه كارهاي شاهنامه اي و اسطوره اي و ايراني كهن ميبرد روصحنه،يادمه توي جلسه نقد و بررسي تئاتر "منطق الطير" نادر ساعي برگشت بهش گفت كه عزيز جون اونسر دنيا دارن درمورد كردها داستان مينويسن و تئاتر كار ميكنن و فيلم ميسازن اونوقت تو كه خودت كردي نشستي "منطق الطير "كار ميكني؟؟؟؟؟يعني واقعا دغدغه تو "منطق الطير"ه؟؟؟؟!!!![]()
حالا من از خانومهاي وبلاگ نويس و نويسنده و روشنفكر و اونائي كه بهرحال يه تريبوني در اختيار دارن ميپرسم،جدا شما چرا خودتون بفكر خودتون و نسلي كه داره رشد ميكنه و ميرسه به سن جووني نيستين؟از هرچيزي مينويسين غير از مسائلي كه زنان و دختران ايروني امروز باهاش دس به يقن،هرچند گاهگداري در بعضي از وبلاگها يا روزنامه ها و يا محافل ديگه اشاراتي ميشه اما واقعا كمه ،يه فرهنگ سازي عظيم ميخواد تا از مغزهاي كاهگل گرفته شده يه لايه سطحي حداقل برداره.و البته بعضي جاهام اونقدر بصورت افراطي به مسائلي از زنان پرداخته ميشه كه بنظر من تو اين زمان اصلا مهم نيست و درد روز نيست وفقط يه عده بخاطر اينكه بتونن شعار فيمينيستي بدن و خودشونو بچسبونن به يه نهضتي همينجور الكي دارن يه چيزائي ميگن.حالا بعد اينهمه صغري كبري چيدن و مقدمه چيني خدائيش يه ذره دل بده ببين چي ميگم؟بعدش اگه دوس داشتي از همين امروز شروع كن به فرهنگ سازي تا شايد يه روز تونستيم اكثريت جامعه رو قانع كنيم كه ...
آقايون هم خودشونو كنار نكشن ،نگن مارو سنه نه ،خب خودت ذينفع نيستي ،قبول اما فردا دخترت بزرگ ميشه ،خواهرت ،خواهر زادت ،برادر زادت ،اصلا هيچكدوم اينام نباشه ،خدائيش بعضي چيزارو ميشنوي يا بعضي صحنه هارو ميبيني جيگرت كباب نميشه؟؟؟حالا بريم سر اصل مطلب و پديده اي بنام "دختر ايروني"!!!
به عقيده خيليها "دختر ايروني" يعني جيگر ،يعني هلو يعني برو توگلو ...اينو من نميگم ،همين داش گوگل خودمون ميگه ،برو تو گوگل يه سرچ بكن هلو رو !!!!چي مياره؟كلي عكس دختر ايروني!!!!يعني اينكه دختر ايروني =هلو=جيگر=هرچيز باحالي كه فكرشو بكني!!!!اما عمولي ميگه دختر ايروني يعني بدبخت ترين موجود دوعالم!!!!حالا چرا دوعالم ؟؟؟چون خسره الدنيا والآخره است اگر و تنها اگر نتواند كمي زرنگ بجنبد!!! اگه زرنگ نباشه تو اين دنيا كه بدبخت ميشه هيچ ،اونقدر به لجن ميكشنش كه آخرتش هم ميره به باد،حالا لوففا همه خانوما بخودشون نگيرنا ،دردهاي كهنشون يادشون نيفته ،دقت كنين كه اصلا من كلمه "زن ايروني "تا حالا بكار نبردم زن ايروني قضيش خييييييييلي فرق فوكوله ،زن ايروني نونش تو روغنه شما نميري،يه "بااجازه بزرگترا بععععععععععععععله"ميگه هزارو شونصد تا سكه ميشه مهرش ،راس بره راس بياد هرسال با همين تورم يك رقمي هم كه بخواي حساب كني كلي كاسبه،من دارم از بيچاره دختر ايروني حف ميزنم كه تا بخواد برسه به اون موقعيت بايد هشت خوان پشت سر بذاره و تازه شايد بتونه بعله رو بگه.
دختر ايروني وقتي بدنيا مياد ننه و بابا با دو دست ميكوبن رو سرخودشون،حالا ميگي نه دستتو ميگيرم يه دور تو همين بيمارستانها ميزنيم خودت ميبيني هنوز هستن كسائيكه نتونستن برا خودشون هضم كنن كه باباجون دختر و پسر فرقي ندارن !!!هيچكدومش گلي بسرت نميزنن واللا حالا اگرم يه بچه اي بخواد يه دلي بسوزونه واسه ننه باباش مطمئن باش كه دختره.
وقتيكه اين دختر خانوميكه كل فاميل منتظر قدم رنجه كردنش به اين دنياي خاكي بودن يه كم بزرگ شد و يه رنگ و روئي بهم زد ،حالا خر بيار باقالي بار كن،از يه طرف باباهه بهش گير ميده،از يه طرف داداشه گير ميده:"كجا بودي ؟دير اومدي؟چرا رفتي؟چرااومدي؟چرا سرت روتنته؟چرا زهر مار؟چرادرد ؟چرا...؟؟؟"حالا اگه از دست اين دوتام خلاص بشه اهل محل و نوه زندائي بابابزرگ خاله جون و پسر دختر عمه بيبي و هزار كس و ناكس پيدا ميشن كه دائم سين جيمش كنن.بازم نگو اينروزا از اين خبرا نيست كه باز ميگيرم دستتو ميبرم سير و سياحت ها!!!!۱اصلا حف نباشه ،هرچي عمولي گفت فقط بگو چشب!!!
حالا كلهم اينا فداي سرت،گيريم كه هيچكدوم بدبختي نيستن و همش خيرخواهيه،خب منم كار ندارم اما حالا رسيديم به سني كه "دختر ايروني"وقت ازدباجشه،حالا اگه شانس بياره و تا اونموقع از خونه فرار نكرده باشه و بهش تجاوز نشده باشه و اشتهار به امورات غير اخلاقي و انواع فسادي نداشته باشه كه پسرهاي هم سن و سالش هرروز هزار تا از اين خلافهارو مثل آب خوردن مرتكب ميشن و ككشونم نميگزه و به جائي از دنياهم برنميخوره ،هي بايد ساليان سال چائي بياره ،شربت ببره،راست بشه ،دولا بشه ،يه روز تريپ هاليوودي بزنه يه روز تريپ باليوودي بزنه يه روز عشوه گري ياد بگيره يه روز متانت ياد بگيره تا شااااااااااااااااااااااايد يه بنده خدائي عشقش بكشه و نن جونش پسند بكنه و خاله جون ازش تعريف بكنه و چن تا كارشناس مختلفي كه همراه خواستگاراي محترم اومدن و هركدوم يه تخصصي دارن تائيديه بدن و اين دختر ايروني ما بشه عروس گل اون خونواده!!!
جدا مسخره نيست؟دردناك نيست؟تا كي بايد دخترا هميشه خداخداكنن كه هيچ جنگي اتفاق نيفته و نسل پسرا رو به انقراض نذاره و همه چي روبراه باشه و اوضاع سياسي اجتماعي و مخصوصا تغذيه خونواده ها مناسب باشه كه به ازاي هر دختر يك پسر كاكل زري هم موجودباشه كه بياد بنشوندش برترك اسب سفيد بالدارش و خوش بحالش بشه!!!كه معمولا هم يه همچين توازني هميشه برقرار نيست و يا كلي دختر ميمونن خونه پدريشون و روزبروز افسرده تر و افسرده تر ميشن و تاآخر عمرهم ازدواج نميكنن و با حسرت فقط تماشاگر خوشبختي ديگران ميشن ويا اگرهم ازدواج بكنن و از اون خوش شانساش نباشن در عرض يكي دوسال چن تا هوو مياد رو سرشونو ...
هرچند ميدونم همه اونائي كه ازدواج ميكنن خوشبخت نيستن و حتي دختري كه مونده تو خونه باباش شايد هزار مرتيه از اونيكه ازدواج ناموفقي داشته خوشبخت تر باشه ،اما عزيز اينو من و توئي كه خرمون ازپل گذشته ميدونيم ،دختريكه باحسرت شوهر كردن دوستاش و دختر خاله ها و دختر عموها و دختر عمه ها و سايرين رو نگاه ميكنه و قند تو دلش آب ميشه كه اينو نميدونه،تازه شايد دختريكه ازدواج ناموفقي ميكنه اين شكستش بيشتر به اين خاطر باشه كه قدرت انتخاب بيشتري نداشته و اگه اونهم ميتونست مثل پسرا هرجادلش خواست خواستگار بره و هزارن هزار كيسو سبك سنگين كنه و نهايتا يكي رو انتخاب كنه هيچوقت كارش به بدبختي نميرسيد،اما متاسفانه "دختر ايروني"هميشه ميترسه كه اگه دوسه تا خواستگار اولي رو جواب منفي بده ديگه شانسي بهش رو نكنه و بمونه تو خونه ،اينه كه با قدرت انتخاب كمتري ازدواج ميكنه و...
چن كلوم ته كلوم:ميدونم يكي از بزرگترين نيازهاي يك زن اينه كه انتخاب بشه كه مطلوب باشه نه طالب ،اما عزيز اين حرفا مال زمانيه كه همه چي روبراه باشه نه مال امروز كه تو هرخونه اي يه دختر ميبيني كه انتخاب نشده و همونجور مونده،اين نياز امروز فقط يك خرافاته ،بايد فرهنگ سازي كلان بشه ،بايد جامعه قبول كنه كه يك دختر هم حق انتخاب داره،حق زندگي داره ،حق داره به كسيكه خوشش مياد پيشنهاد ازدواج بده،حق داره خونه هر كسيكه دلش خواست بره خواستگاري و اگه از طرف خوشش نيومد بيفته بجون ميوه و شيريني،چرا بايد همش منتظر باشه كه يكي درشو بزنه؟گيريم كه هيچوقت اين اتفاق نيافتاد تكليفش چيه؟
يكي از بزرگترين آرزوهام اينه كه زماني برسه كه كل جامعه بتونه يه همچين تفكري رو قبول كنه ،هرچند گاها از گوشه و كنار اين مملكت ميشنويم كه دختري به خواستگاري پسري رفت ،اما اين فرهنگ بايد همه گير شود وبايد تعميم يابد بطوريكه ديگر شاهد چهره هاي غمگيني نباشيم كه گناهشان فقط هموطن بودن با من و توست!!!
فقط مجردها بخونند(البته متاهل جماعت هم ميتونن بيان ، فاتحه اي براشون بخونيم وزودبرن!!!!)
عزيز/عزيزه دل ،نميدونم شنيدين يا نه ،داستان تازه دامادي رو كه از پاي سفره عقد بدوبدو رفت وسط خيابون و شروع كرد به عربده كشي كه "آي ايها الناس هرچي مجرده همشون رو فلان فلان....!!! وهرچي متاهله ايضا" !!!"
ودرپاسخ به جماعتي كه در مقام اعتراض وسوال برامده بودند كه چرا همه را به يك چوب مي زني جوانك؟ گفت" متاهلين را بدان علت كه هيچ به من نگفتند ومجردان را از آنرو كه هيچ نمي پرسند" من نيز من باب اينكه فرداي روز مورد ضرب وشتم چنين تازه از محضر درامده گان تازه به دوران رسيده اي قرار نگيرم بابي را اندر مسائل قبل از ازدواج مي گشايم:
تفسير دوضرب المثل معروف تركي :
الف - "قوچ عييد دايي سينا چكر"مخصوص عزيزات دل
ب - "ارشين گتي بز آپار ننه ني گور قيز آپار"مخصوص عزيزان دل
حتما خيلي از شماها ملاكهائي رو و نظرياتي رو براي ازدواج و همسر آينده خودتون دارين ،اما اينجا ميخوام دو راز خيلي مهم رو كه برگرفته از ادبيات فولكلر تركي هست بيان كنم.دورازي كه توجه به اونها خيلي ميتونه جلوي اختلافات بعد از ازدواج رو بگيره ، وشناخت نسبتا درستي از فرد مورد نظر ارائه بده.البته اين دو مطلب به تنهائي كافي نيست وهرچي كه قبلا ديدين يا شنيدين رو هم حتما درنظر بگيرين ،اما من با توجه به مشاهدات وتجارب شخصي كه داشتم به جرات ميتونم بگم اين دو مورد شايد دربرگيرنده بيش از۷۰٪ مسائل مربوطه باشه.
واما تفسير مورد الف كه مخصوص دختر خانوماي دم بخته و با داشتن اين ديدگاه ميتونن شناخت نسبتا خوبي از فرد مورد نظرشون
پيدا كنن،ترجمه تحت اللفظيش ميشه "جوان برنا به دائيش ميره"شايد تعجب كنين اما واقعا برخلاف تصور خيليها مردها دردرجه اول به دائي ودردرجه دوم به پدرشون ميرن
و اگه نقابهائي كه خواستگار جوان بر چهره داره
ومانع از شناخت كامل اون ميشه نميذاره خوب برين تو شخصيتش ميتونين با زير نظر داشتن رفتارهاي دائي و پدرش تقريبا به ۷۰٪شخصيتش پي ببرين
،بقيه ۳۰٪ هم ميمونه براي عده زيادي از دوستان و اطرافيان كه از هركدومشون خصوصيت خاصي رو ممكنه تقليد كنه.
تفسير مورد ب كه مخصوص شادوماداي گل و گلابه ،ترجمه تحت اللفظي اين ضرب المثل هم ميشه "متر بيار پارچه ببر ،مادر رو ببين دخترو ببر!!!"خانوما لطفا ساكت
،نوبت خودتون كه بود هرچي ميخواستين گفتين
،اينجا ديگه نظر اكيدا ممنوع ،ميخواي انكاركني ،خب بكن اما بقول گاليله كه تحت فشار كليسا گفت "اي زمين من اعتراف ميكنم كه تو بدور خورشيد نميگردي،اما خودمونيم تو كارخودتو انجام ميدي و كاري به اعتراف من نداري"
حالا هركي ميخواد انكار كنه اما واقعيتيه كه هست و ساده لوح ترين افراد كساني هستند كه خيال كنند يك دختر با مادرش تفاوت اساسي داره
و احمقانه ترين موقعيت يك فرد زمانيست كه شاهد جروبحث بسيار جدي يك مادر و دختر درمورد يك مسئله بخصوص باشه
واين موضوع رو باور كنه.البته باز اين ميزان فقط چيزي حدود ۷۰٪از شخصيت يك دختر رو شامل ميشه و۳۰٪بقيه مثل پسرها تحت تاثير افراد ويا عوامل ديگر هست.
نتيجه گيري:شايد بنظر بياد كه براي نتيجه گيري خيلي زوده ،چون هنوز چيزي نگفتيم اما مطمئن باشين اين دومورد از كليدي ترين مسائل شناخت همسر آينده است بشرطي كه دقيق و منطقي بكار گرفته بشن،يعني اينكه وقتي ميگيم پسر به دائيش و پدرش ميره ،معنيش اين نيست كه در تمام موارد درست باشه ،بلكه بعنوان يك آلارم ميشه درنظر گرفت
،چطوري؟؟؟؟؟به اين شكل كه اگه محاسني در دائي يا پدر پسر ديدي مطمئن نباش كه آقا پسر هم حتما اين محاسن رو خواهدداشت اما اگه عيبي ديدي احتمال بده كه فرد مورد نظر هم همين عيب رو خواهد داشت واينطوري يا آگاهانه تصميم ميگيري كه با اين عيب كنار بياي و بعدا هيچ جاي گلايه و پشيمون شدني باقي نميمونه ويا اينكه خيلي راحت از خير طرف ميگذري وعطايش را به لقايش ميبخشي.همينطور صادق است آنچه در مورد تاثير بسيار زياد ونفوذ مادران بر دخترانشان گفته شد ،اگر حسني مشاهده شد كه ابدا تضميني نيست بر اينكه دختر هم همان حسن را دارا باشد اما اگر عيبي مشاهده گرديد ميتوان آنرا بعنوان زنگ خطري درنظر گرفت.
البته نقل وحديث براي اثبات اين دو فرض زياد است كه لزومي بر طرح آنها و طولاني كردن مطلب نميبينم .فقط اشارتي شد حال ميخواهي پند گير خواه ......
دختر ایونگ جومونگ
خانواده سنتی,مدرن و بلاتکلیف
همیشه ودر هرزمانی جریانی آوانگارد وپیشرو ظهورمیکند وبه نقد اصول ُعقایدو شیوه ه های سنتی میپردازدُکه البته خود نیز مورد نقد جریان سنتی وقدیمی قرار گرفته و با مقاومت همان جریان مواجه میشودُاما در طول تاریخ اغلب این جریانهای پیشتاز بر جریانهای قدیمی غلبه کرده واصول خودرا جایگزین نموده اند ولی در مرحله گذر از سنت به مدرنیسم همیشه نسلی بوده اند که فدای این تحول ودگرگونی گشته اند چون در برزخ بین دوجریان موجود قبلی و جریان تازه دست وپازده ُاز آنجا رانده وازاینجا مانده شده اندُ گنجینه سنتی را ازدست داده وهنوز به اصول نوین دست نیافته اند وازاین رو در یک جریان بلاتکلیفی و دو هنجارگی دست وپا زده اند.
این سه جریان در تمامی عرصه ها اعم از ادبیات ُاقتصادُ....وحتی در زندگی روزمره وخصوصی و خانوادگی افراد هم تاثیر گذار بوده است ومتاسفانه ما اکنون در این حالت دوهنجارگی زندگی میکنیم ونسل ما یکی از نسلهای فدا شده میباشد.همیشه آرزو کرده ام ایکاش صد سال پیش از این بدنیا میامدم ویا صد سال بعدترُدرزمانهای قدیم آنطور که شنیده ام همه در خانواده جایگاه خاص خودرادارابودندو تکلیف همگی مشخص بودُمردخانه ُزن خانه ُمادرزن ُمادر شوهرُپدرزن وپدرشوهر وبقیه اعضاءجایگاه واحترام ومنزلت خاص خودرادارابودندُهرچند غیر قابل انکارهستُ خودمختاریها ودیکتاتوری های مردان قديم در خانه ولی آنچه مهم است اینست که علیرغم این استبدادهم افراد رضایت ومطلوبیت مناسبی را اززندگی دارابودندُبرای اثبات این مدعا نگاهی گذرابه آمار طلاقُ بزهکاریها و فرارازخانه وقیاس این آمار در زمانهای قدیمتر وفعلی ُمیتواند کافی باشد.وهمچنین درخانواده های متجدد به معنای واقعی وخانواده هائی که افکار روشن ومنطق به حداعلای خود درآنها حاکم است ُنیز بسیاری از مسائل را برای خود حل نموده اند.البته تعداد این قبیل ساختارهای خانوادگی نیز در زمان کنونی ودر کشور ما بسیاراندک است وبسیارند افرادیکه فقط تیپ روشنفکری بر خود گرفته وکوچکترین آگاهی وتبعیتی از اصول مدرنیسم دارا نمیباشند و شاید بتوان گفت ریشه بسیاری از اختلافات خانوادگی در همین دوهنجارگی است.دربسیاری ازخانواده ها زن جای مرد راگرفته وبالعکسُ جایگاه بزرگ خاندان ابدامشخص نیستُ کوچکترها حدوحدود خودرا مراعات نمیکنند وبزرگترها هم درایت ومدیریت قدمارا ندارندو دراین آشفته بازار زورهرکس بیشتر باشد ُبهره بیشتری نصیب خود خواهدنمود.
خورده فرمایشات۱:آقا همه مفاهیم و سنتهارو گذاشتیم زیر پا اونوقت طلبکارم هستیم ُقدیما میگفتند ژیان ماشین نمیشه ُباجناق فامیل نمیشهُ حالا من میمیرم واسه این باجناقمُ من دیگه کیم![]()
![]()
خورده فرمایشات۲:این رونالی با جاری و خواهر شوهراش اسباب خونه نورو میچینندُاین دیگه کیه![]()
خورده فرمایشات۳:این همسایه طبقه پائین ما از هووش پرستاری میکنه و دوتائی باهم زندگی میکننُ البته سر آقای خونه رو قبلا میل فرمودند والان بیست وچهار ساعت دل میدن قلوه میستونن.
خورده فرمایشات۴:این اکبرآقای خودمون با مادرزنش چت میکنه.![]()
خورده فرمایشات۵:ممکنه یه کم بین پستهام فاصله بیندازمُ چون تصمیم دارم بیشتر به دوستان سربزنم و مطالب خوبشون رو بخونمُ به کامنتهاتون هم درهمین پست سعی میکنم زیر کامنتتون جواب بدم.![]()

